<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زمین ساخت</title>
    <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/</link>
    <description>زمین ساخت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بازتوزیع تنش ایستایی و تحریک لرزه‌ای در توالی زلزله‌های ۲۰۱۷&amp;ndash;۲۰۱۸ کرمانشاه، زاگرس غربی</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_3956.html</link>
      <description>این پژوهش تحول تنش کولمب و نقش آن در تکامل توالی لرزه‌ای ۲۰۱۷&amp;amp;ndash;۲۰۱۸ کرمانشاه در زاگرس غربی را بررسی می‌کند. تمرکز مطالعه بر ارزیابی انتقال تنش از زمین‌لرزه ازگله (3/7 Mw ) به گسل‌های مجاور، به‌ویژه گسل زاگرس مرتفع (HZF) و گسل پیشانی کوهستان (MFF)، و ارتباط آن با الگوی مکانی&amp;amp;ndash;زمانی پس‌لرزه‌ها است. داده‌های لرزه‌ای از پایگاه‌های IRSC، ISC و USGS و سازوکارهای کانونی از مدل CMT استخراج شد. تغییرات &amp;amp;Delta;CFS با در نظر گرفتن مؤلفه‌های تنش برشی و نرمال و ضریب اصطکاک مؤثر محاسبه و با توزیع پس‌لرزه‌ها و تغییرات پارامتر b-value مقایسه گردید.نتایج نشان می‌دهد گسیختگی اصلی موجب افزایش تنش تا حدود 1/0 مگاپاسکال در شمال‌غرب HZF و امتداد جنوبی MFF شده است. بیش از ۶۵&amp;amp;ndash;۷۰ درصد پس‌لرزه‌ها در نواحی با &amp;amp;Delta;CFS مثبت و مرزهای فضایی آن‌ها با آستانه 05/0 مگاپاسکال انطباق قابل‌توجهی دارد. تحلیل زمانی بیانگر آن است که رخدادهای با بزرگای متوسط پس از شوک اصلی، با بازتوزیع تنش، خوشه‌های لرزه‌ای ثانویه را در دو پهنه متمایز توسعه داده‌اند. همچنین کاهش b-value در نواحی دارای تنش مثبت، حاکی از افزایش سهم نسبی رخدادهای بزرگ‌تر در این بخش‌هاست.همبستگی فضایی&amp;amp;ndash;آماری میان &amp;amp;Delta;CFS، تراکم پس‌لرزه‌ها و تغییرات b-value نشان می‌دهد تکامل این توالی عمدتاً تحت کنترل انتقال تنش ایستایی بوده و مدل‌سازی تنش کولمب می‌تواند ابزاری مؤثر برای شناسایی پهنه‌های مستعد لرزه‌زایی در زاگرس باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی زمین‌ساخت فعال شرق کوهزاد زاگرس براساس شاخص‌های زمین‌ریختی و شواهد سنجش ‌از دور</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_3979.html</link>
      <description>کمربند چین‌خورده&amp;amp;ndash;رانده زاگرس به‌عنوان بخش مهمی از سامانه برخورد صفحات عربی و اوراسیا، یکی از فعال‌ترین پهنه‌های تکتونیکی ایران است. مرز جنوب‌شرقی این کمربند با پهنه فرورانش مکران ناحیه‌ای انتقالی و پیچیده ایجاد کرده که با تغییرات سریع در رژیم تنش و نرخ بالاآمدگی همراه است. در این پژوهش برای ارزیابی میزان فعالیت زمین‌ساختی در بخش شرقی زاگرس، سه شاخص پیچ‌وخم پیشانی کوهستان (Smf)، ضریب شکل حوضه (Ff) و گرادیان طولی رودخانه (SL) محاسبه و تحلیل شدند. در مجموع 119 پیشانی کوهستان و 66 حوضه زهکشی با استفاده از داده‌های SRTM و شبکه آبراهه‌ها بررسی شدند. همچنین به منظور شناسایی ساختارهای تکتونیکی، خطواره‌ها از تصاویر Landsat 8 استخراج و برای تدقیق محل و امتداد گسل‌های اصلی به کار گرفته شدند. نتایج نشان می‌دهد که بخش شرقی زاگرس از نظر زمین‌ساختی بسیار فعال است. پیشانی‌های کوهستان دارای مقادیر پایین Smf بوده و هندسه مستقیم آن‌ها بیانگر نقش راندگی‌های اصلی نظیر راندگی اصلی زاگرس و گسل زاگرس مرتفع است. شاخص Ff نشان می‌دهد حوضه‌های باریک و کشیده با مقادیر کمتر از 0.17 عمدتاً در مجاورت گسل‌های فعال میناب، گنو، دهران و بشاگرد قرار دارند. شاخص SL دامنه تغییرات گسترده‌ای داشته و بیشترین مقدار آن بیش از 8000 است که گویای ناهمگنی زیاد در میزان بالاآمدگی و کنترل شدید ساختاری بر شبکه زهکشی است. بر اساس شاخص IAT نیز بخش قابل توجهی از حوضه‌ها در رده‌های فعالیت زمین‌ساختی زیاد تا بسیار زیاد طبقه‌بندی می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر اثرات نمک هرمز بر سامانه های هیدروکربنی حوضة‌ زاگرس</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_4013.html</link>
      <description>حضور نمک هرمز در قاعدة ستون رسوبی حوضة زاگرس اثرات قابل‌توجهی بر عملکرد و تکامل سامانه‌های هیدروکربنی موجود داشته است. حرکت نمک هرمز در &amp;amp;rlm;وهلة نخست باعث تأثیرگذاری بر محیط‌های رسوبی دیرینه در طول زمان زمین‌شناسی شده است که همین امر الگوی توزیع رسوبات و تغییرات رخساره‌های رسوبی &amp;amp;rlm;را کنترل کرده است. علاوه بر این، حرکات نمک هرمز تأثیرات قابل‌توجهی بر بلوغ حرارتی سنگهای منشاء داشته و همچنین چگونگی مهاجرت هیدروکربن‌های &amp;amp;rlm;زایش یافته را کنترل کرده است. حرکت نمک بخصوص باعث تشکیل فروافتادگی‌هایی می‌شود که به‌عنوان محل‌های پختگاه برای لایه‌های سنگ منشاء‌ عمل &amp;amp;rlm;می‌کنند. بدیهی است که خروج هیدروکربن عمدتاً در محل این فروافتادگی‌ها اتفاق افتاده و لذا مهاجرت هیدروکربن‌های خارج شده نیز به سمت نواحی بالا آمده &amp;amp;rlm;خواهد بود. با توجه به اینکه حرکت نمک موجب تشکیل انواع مختلفی از تله‌های هیدروکربنی در لایه‌های رسوبی می‌گردد، لذا تکتونیک نمک هرمز تأثیر شگرفی &amp;amp;rlm;بر نحوة تجمع و به تله‌افتادن هیدورکربن‌ها در حوضة زاگرس داشته است. در نهایت، نمک هرمز به‌طرز قابل‌توجهی بر حفظ‌شدگی تجمعات هیدروکربنی در حوضة &amp;amp;rlm;زاگرس نیز اثر گذاشته است چراکه در برخی موارد حرکت نمک هرمز باعث از بین رفتن بستگی ساختاری یا ناکارآمد شدن تله‌های هیدروکربنی شده است.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی زمین ساخت فعال با استفاده از روش نوین فرکتالی گرادیان شیب رودخانه‌ها در شمالغرب صحنه</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_4014.html</link>
      <description>شاخصهای زمین ریختی ابزارهای ارزشمندی هستند که جهت شناسایی مناطق فعال زمین ساختی بکار می‌روند. شاخص گرادیان رودخانه (SL) یکی از شاخص‌های مهم جهت تفکیک مناطق فعال می باشد. در مقایسه با سایر شاخصهای ریخت شناسی، حساسترین شاخص نسبت به بالا آمدگی است. این شاخص نسبت به مقاومت سنگها در طول مسیر جریان حساس است و بنابر این جنس لیتولوژی هم می‌تواند بر مقدار SL مؤثر باشد. در این تحقیق برای اولین بار خصوصیت فرکتالی گرادیان رودخانه را معرفی و از آن برای بررسی زمین ساخت فعال و نیز بررسی وضعیت ساختاری غرب ایران بهره جستیم. برای مقایسه تأثیر گسل و مقاومت سنگها بر این دو پارامتر و شناسایی عملکرد آنها در تشخیص مناطق فعال، ابتدا واحدهای سنگ‌شناسی منطقه در پنج کلاس مقاومتی گروه‌بندی شدند. سپس رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) برای بررسی تغییرات محلی داده‌های SL/FD نسبت به فاصله از گسل اعمال شد تا تأثیر گسل را آشکار کند. ابعاد فرکتالی بدست آمده، نقاط ضعف شاخص SL، از جمله حساسیت به مقاومت سنگها و دانه بندی را نداشته، علاوه بر مشخص کردن گسلهای راندگیی، گسلهای امتداد لغز را نیز نمایان می‌سازد که تطبیق خوبی با گسهای برداشت شده در منطقه دارند. همچنین آنالیز مربوطه ساختارهای فعالی را مشخص می‌سازد که گاها از دید زمین شناسان مخقی مانده‌اند. احتمالا این ساختارها گسلهای آنتی ریدل از گسل صحنه باشند. همجواری این ساختارها با شهرهایی چون کامیاران، سنقر، موچش و ستار نیازمند بررسیهای بیشتر جهت خطر پذیری زمین لرزه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی الگوی شکستگیها در حریم گسله دهاقان(جنوب باختر اصفهان)با روش های نوین سنجش از دور</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_4057.html</link>
      <description>چکیدهدر سه دهه اخیر تصاویر رقومی ماهواره‌ای نقش مهمی در علوم زمین، شناسایی ساختار شکستگی‌ها داشته است. مطالعات ما بر اساس مقیاس سانتی‌متری و منطقه‌ای انجام گرفت. گسله دهاقان با امتداد کلی NW- SE یکی از مهمترین گسل‌های موجود در بخش مرکزی پهنه ساختاری سنندج &amp;amp;ndash; سیرجان می‌باشد. بررسی‌های انجام شده بر روی تصاویر ماهواره‌ای، همراه با بازدیدهای صحرایی نشانگر راندگی معکوس با شیب به سمت شمال باختر در طول این‌ پهنه گسلی می‌باشد. بیشترین لایه‌ها در جهت شمال غرب - جنوب شرق است. با ترسیم اثر لایه‌بندی و شکستگی‌های بدست آمده از طول شکستگی‌های ترسیم شده درحریم گسله، گراف‌های آماری مانند رزدیاگرام‌ها بکار گرفته شده که نتایج آن عبارت است از: 1- امتداد غالب لایه‌بندی در جهت شمال غرب - جنوب شرق است. 2-امتداد لایه‌بندی‌های بدست آمده با امتداد سطوح محوری چین‌خوردگی منطقه مطابقت دارد. 3- الگوی شکستگی‌ها بر اساس ارزش طول با جهت شرقی - غربی، شمال غرب- جنوب شرق و شمالی - جنوبی و 4- الگوی شکستگی‌ها بر اساس ارزش فروانی با جهت شمال غرب - جنوب شرق، شرقی - غربی و شمالی - جنوبی است. 5- روند شکستگی‌های غالب با جهت‌های شمال غرب - جنوب شرق است. از دیگر بررسی‌های انجام شده وجود آهک‌های کارستی شده و ارتباط مکانی چشمه‌ها با شکستگی‌ها می‌باشد. موقعیت مکانی چشمه‌ها در این منطقه نشان می‌دهد که با گسل‌های منطقه مرتبط هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کانی زایی ،سری ماگمایی وجایگاه تکتونیکی توده نفوذی درکانسار اکسیداهن- اپاتیت گزستان بافق یزد</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_4154.html</link>
      <description>کانسار مگنتیت- آپاتیت‌ گزستان در 78 کیلومتری خاور بافق قرار دارد. از لحاظ ساختاری، این کانسار متعلق به زون ایران مرکزی و زیرزون بافق- پشت‌بادام است. واحدهای سنگی منطقه به سری ریزو تعلق دارند و متشکل از سنگ‌های کربناته، شیل، توف، ماسه‌سنگ و سنگ‌های آتشفشانی می‌باشند. علاوه بر سنگ‌های رسوبی و آتشفشانی، سنگ‌های نفوذی به شکل استوک و دایک و با ترکیب گرانودیوریت و گرانیت در بخش‌های مختلف رخنمون دارند. سنگ‌های سبز با ترکیب اسیدی تا حدواسط (تراکیت و داسیت در اثر دگرسانی کلریتی، به رنگ سبز دیده می‌شوند)، میزبان کانی‌سازی آهن و فسفات هستند که در برخی قسمت‌ها، رخساره‌های نیمه‌ژرف نشان می‌دهند. دگرسانی در سنگ‌های آتشفشانی آشکارتر و انواع شدیدتر آن شامل دگرسانی‌های کلریتی‌، آرژیلی و سیلیسی می‌باشد که در ارتباط با کانی‌زائی می‌باشند. اغلب دگرسانی‌های موجود در منطقه منطبق بر شکستگی‌ها و گسل‌هامی‌باشند. سنگ‌های میزبان کانی‌سازی، به‌شدت دگرسانی نشان می‌دهند. سنگ‌های منطقه کانسار در محدوده ساب‌آلکالن قرار می‌گیرند. محیطهای تکتونیکی ریفت درون‌قاره‌ای و زون فرورانش حاشیه قاره‌ای از مهمترین و مناسب‌ترین محیطها برای این کانسارهستند. کانی‌سازی در کانسار گزستان شامل ترکیبی از اکسیدهای آهن و آپاتیت به نسبت‌های مختلف است که با کمی کوارتز و کلسیت همراهی می‌شود و به شکل‌های متفاوت درون سنگ‌های تراکیتی- داسیتی و کمی در ریولیت‌ها مشاهده می‌گردد. حداقل پنج شکل کانی‌سازی در این منطقه قابل تفکیک است که شامل کانسنگ آهن توده‌ای با کمی آپاتیت، کانسنگ آپاتیت- مگنتیت، رگه- رگچه‌های نامنظم (استوک‌ورک) در سنگ سبز برشی‌شده، نوع پراکنده و رگه‌های توده‌ای خالص آپاتیتی می‌باشند. سنگ‌ میزبان در محدوده کالکو‌آلکالن قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اهمیت پالئواستراتیگرافی و پالئواکولوژی Galeanella tollmanni در رسوبات نورین‌پسین- ابتدای‌رتین تتیس مرکزی (ایران مرکزی- سازند نای‌بند)</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_4278.html</link>
      <description>تحول حوضه نای‌بند در ایران مرکزی طی تریاس پسین تحت تأثیر تغییرات اقلیمی و رویدادهای تکتونیکی ناشی از بسته‌‌شدن پالئوتتیس و آغاز کوهزایی سیمرین پیشین قرار گرفته است. این فرایندها منجر به نهشته‌شدن رسوبات سیلیسی‌‌کلاستیک–کربناته در محیط‌های متنوع از رمپ بیرونی تا دریای کم‌عمق شدند. در این میان، مجموعه‌ای غنی از فسیل‌های کف‌زی شامل دوکعه ای ، مرجان‌ها، اسفنج‌ها و روزن‌داران گزارش شده است. بررسی عضو حوض‌خان در شمال یزد نشان می‌دهد که گونه شاخص  Galeanella tollmanni در رسوبات  انتهای نورین– ابتدای رتین به‌عنوان یک ابزار مهم در بازسازی شرایط پالئواکولوژیکی و پالئوکلیماتیکی عمل می‌کند. تحلیل آماری ابعاد این گونه بیانگر تنوع متوسط و سازگاری با محیط‌های پلتفرمی کم‌عمق است. ترکیب فرامینیفرهای گرم‌دوست مانند Miliolipora cuvillieri همراه با حضورsp. Decapodina نشان‌دهنده شرایط آب‌های گرم و کم‌عمق در بعضی فواصل زمانی، در حالی که گونه‌های سردپسند مانند Agathammina austroalpina و Trochammina alpina بیانگر دوره‌های سردتر و نیمه‌عمیق‌ هستند. روند افزایشی دما، شوری و تنش‌های محیطی از نورین به رتین، بازتابی از ناپایداری تدریجی زیست‌محیطی در آستانه مرز تریاس–ژوراسیک است که احتمالاً با فعالیت‌های ماگمایی در محدوده تتیس و ویژگی‌های پالئوجغرافیایی ایران مرکزی تشدید شده است. مجموعه فرامینیفرهای بنتیک سازند نای‌بند شواهد ارزشمندی از شرایط گلخانه‌ای، نوسانات سطح دریا و بحران‌های زیستی پیش از انقراض انتهای تریاس فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش تکامل ساختاری پهنه‌های برشی زون سیستان در کنترل جایگیری، تمرکز و بازآرایی کانی‌سازی مس VMS تیپ قبرس در منطقه کوه‌خیری، شرق ایران</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_4279.html</link>
      <description>منطقه کوه‌خیری در جنوب‌غرب سربیشه و بخش مرکزی زون زمین‌درز سیستان در خاور ایران واقع شده و میزبان کانی‌سازی مس در توالی‌های آتشفشانی مافیک تا حدواسط کرتاسه بالایی است. این پژوهش با تلفیق داده‌های زمین‌شناسی صحرایی، ساختاری، پتروگرافی، کانه‌نگاری، دگرسانی و لاگ‌های حفاری، نقش دگرشکلی شکننده را در تمرکز و بازآرایی کانه‌زایی بررسی می‌کند. تحلیل‌های ساختاری نشان می‌دهد گسل‌ها و پهنه‌های برشی با روند غالب NW–SE، در اثر بازفعال‌شدن و افزایش موضعی نفوذپذیری، مسیرهای ترجیحی گردش سیالات را ایجاد کرده و بازآرایی کانه‌زایی اولیه را کنترل کرده‌اند. تمرکز کانه‌زایی در مجاورت هسته چین‌های کم‌شیب و محل تقاطع پهنه‌های برشی، نقش هم‌زمان چین‌خوردگی، شکستگی و تمرکز کرنش را در توزیع زون‌های کانه‌دار نشان می‌دهد. کانی‌سازی هیپوژن عمدتاً شامل پیریت ± کالکوپیریت در بافت‌های استوک‌ورکی، رگه–رگچه‌ای و پراکنده، همراه با دگرسانی کلریتی-اپیدوتی-کربناته است و با زون تغذیه یک سامانه VMS مس‌غالب تیپ قبرس سازگاری دارد. داده‌های ژئوشیمی چندعنصری شامل 0.003 تا 3.094 درصد Cu، 27 تا 1,023 ppm Zn، کمتر از 1 تا 82 ppm Pb، 2.78 تا بیش از 10 درصد Fe و 83 تا 3,474 ppm Mn است. غنی‌شدگی سوپرژن با کالکوسیت ± کوولیت و مس طبیعی و زون اکسیدان با مالاکیت، آزوریت و اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن و منگنز مشخص می‌شود. شواهد ساختاری و کانه‌شناسی نشان می‌دهد معماری اولیه سامانه VMS طی تکامل برخوردی زون سیستان بر اثر برش‌خوردگی، جابه‌جایی بلوکی و بازتوزیع کانه‌زایی دگرگون شده است. بنابراین، همراهی پهنه‌های برشی بازفعال‌شده، استوک‌ورک‌های پیریت–کالکوپیریت و دگرسانی کلریتی–اپیدوتی–کربناته می‌تواند شاخص اکتشافی مؤثری برای سامانه‌های VMS دگرشکل‌یافته در کمربندهای افیولیتی–برخوردی باشد</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
