<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زمین ساخت</title>
    <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/</link>
    <description>زمین ساخت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 Dec 2023 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 Dec 2023 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کاربرد مُدل‌سازی فرکتالی و سه‌بُعدی در اکتشاف مواد معدنی؛ مطالعه موردی گله چاه، شرق ایران</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_3607.html</link>
      <description>محدوده مورد مطالعه در حدود 135 کیلومتری شمال باختری بیرجند و 47 کیلومتری جنوب باختری سرایان، در استان خراسان جنوبی واقع شده است. به منظور اکتشاف مواد معدنی و تعیین حجم فضاهای خالی، از مُدل‌سازی فرکتالی و مُدل‌سازی سه بُعدی استفاده شد. در مُدل‌سازی فرکتالی، محدوده مورد مطالعه در یک شبکۀ 16 سلولی قرار داده شد و بعد از برداشت عناصر ساختاری، با استفاده از روش شمارش جعبه ای، بُعد فرکتالی تعیین شد. این مُدل‌سازی حاکی از آن است که بیشترین بُعد فرکتالی با مقدار 7313/1 در قسمت باختری منطقه قرار دارد؛ این وضعیت احتمالاً نشان از توده‌های نفوذی در اعماق دارد. با توجه به نتایج بررسی اولین مرحله تنش در زمان ژوراسیک در راستای شمال خاوری- جنوب باختری، مُدل‌سازی سه بُعدی گسل‌ها و رگه‌های معدنی تا عمق 300 متر انجام شد و حجم فضاهای باز و حجم پُر شده با محلول های کانه دار به دست آمد. نتایج این مُدل‌سازی نشان می دهد که حجم فضاهای باز پر شده با محلول کانه‌دار تا عمق 300 متر برابر با 194,951 متر مکعب است؛ به بیان دیگر 11/0 درصد از کل فضاهای باز، با محلول‌های کانه‌دار پُر شده است. بنابراین با توجه به وزن مخصوص سنگ ها (25/3 گرم بر سانتی متر مکعب)، ذخیره ای برابر با حدود 600 هزار تُن به دست می آید که با ذخیره تعیین شده از روش های اکتشافی دیگر (حدود 513,770 تُن)، تطابق خوبی دارد. لذا این روش می تواند به عنوان ابزاری کم هزینه برای اکتشاف و تعیین ذخیرۀ احتمالی مواد معدنی استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری چین خوردگی های منطقه القاردر شمال خاور بیرجند (خاور ایران)</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_3697.html</link>
      <description>کمربند ساختاری خاور ایران یک کوهزاد درون قاره ای با روند تقریبی شمالی جنوبی است. قدیمی ترین سنگها در این بلوک مربوط به قبل از سنومانین میباشند شواهد چینه شناختی و سنگ شناختی نشانگر آغاز حرکات کششی بین قطعات قاره ای ایران و افغانستان در کرتاسه آغازین است. این نیروهای کششی موجب تشکیل حوضه های رسوبی خاور ایران و سبب ظهور افیولیتها در این ناحیه گردید. حوضه های رسوبی یاد شده در کرتاسه پایانی بسته شده و حوضه های پیش بوم در تمامی درازنای سنوزوئیک بر منطقه حاکم می شوند. براساس مطالعات انجام شده بر روی محور&amp;amp;pi; چین خوردگی ها و خطوط لغزش گسلی در منطقه، دو جهت تنش با آزیموت های 63 و 197 درجه بدست آمد که آزیموت 63 درجه مربوط به بازه زمانی پالئوسن-ائوسن و آزیموت 197 درجه مربوط به بازه زمانی الیگوسن-میوسن می باشد. تغییر میدان تنش به صورت محلی از راستگرد به چپگرد در این ناحیه دیده می شود که می تواند در اثر پاسخ متقابل حرکت رو به شمال بلوک لوت و برخورد با گسل درونه ایجاد شده باشد یا در پاسخ به حرکت گسل های موازی شرق ایران که دارای حرکت امتدادلغز با مولفه راستگرد می باشند، ایجاد شده باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زمین ساخت فعال بخش باختری استان کرمانشاه</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_3749.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی زمین‌ساخت فعال در بخش باختری استان کرمانشاه با استفاده از شاخص‌های ژئومورفیک است. این ناحیه در امتداد گسل‌های مهم زاگرس مرتفع و پیشانی کوهستان قرار دارد و رخداد زمین‌لرزه‌های متعدد و بزرگ، از جمله زمین‌لرزه 7.3 ازگله در سال 2017، اهمیت ارزیابی فعالیت‌های نوزمین‌ساختی آن را دوچندان می‌کند.برای این منظور، نقشه رقومی ارتفاعی منطقه تحلیل شد و محدوده مورد مطالعه به 220 حوضه آبریز تقسیم گردید که از میان آن‌ها، 197 حوضه به‌طور کامل در باختر استان قرار داشت. شاخص‌های ژئومورفیک شامل انتگرال فرازسنجی (HI)، عدم تقارن حوضه زهکشی (AF)، نسبت پهنای کف دره به ارتفاع آن (Vf)، پیچ‌وخم پیشانی کوهستان (Smf) و شکل حوضه زهکشی (Bs) برای این حوضه‌ها محاسبه شد.نتایج نشان داد بسیاری از حوضه‌ها دارای کشیدگی و کج‌شدگی بوده و از فعالیت تکتونیکی بالا تأثیر پذیرفته‌اند. بر اساس ترکیب شاخص‌ها، شاخص زمین‌ساخت فعال نسبی (Iat) به‌دست آمد و منطقه به چهار پهنه تقسیم شد: پهنه با فعالیت خیلی بالا (22.3 درصد)، فعالیت بالا (70.6 درصد)، فعالیت متوسط (6.1 درصد) و فعالیت پایین (1 درصد). مقایسه این نتایج با رومرکز زمین‌لرزه‌های دستگاهی نشان داد که مناطق با شاخص‌های بالاتر همپوشانی چشمگیری با لرزه‌خیزی اخیر دارند.در مجموع، یافته‌ها حاکی از آن است که بخش باختری استان کرمانشاه در دوران کواترنری تحت تأثیر زمین‌ساخت فعال قرار داشته و رخداد زمین‌لرزه‌های بزرگ، همچون زمین‌لرزه ازگله، پدیده‌ای غیرمنتظره نبوده است. این نتایج بر ضرورت توجه به خطر لرزه‌ای و برنامه‌ریزی مدیریت ریسک در منطقه تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از روش تداخل‌سنجی راداری تفاضلی (DInSAR) در تعیین میدان جابجایی حاصل از زمین‌لرزه ۲۸ مارس ۲۰۲۵ میانمار (Mw 7.7)</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_3750.html</link>
      <description>زمین‌لرزه یکی از ویران‌کننده‌ترین حوادث طبیعی می‌باشد که بسته به مشخصات و منطقه وقوع رخداد می‌تواند منجر به تلفات جانی و خسارات مالی فراوان گردد. برای کاهش این خسارت لازم است بر اساس مفروضات ارگودیک اطلاعات زلزله‌های گذشته در تعیین مشخصات زلزله های آینده و تدوین دستورالعمل‌های طراحی، ارزیابی و بهسازی لرزه‌ای مورد استفاده قرار گیرد. توجه به این مسائل خصوصا در حوزه نزدیک گسل که اطلاعات بسیار کمی در مورد آنها وجود دارد، بسیار مهم است. یکی از مشخصه‌های مهم و پایه زمین لرزه‌های حوزه نزدیک مقدار جابجایی ماندگار زمین است. جابجایی ماندگار می تواند باعت تشدید خسارت سازه ها در حوزه نزدیک گسل شود. در دهه‌های اخیر، روش DInSAR بطور گسترده‌ای برای تعیین میدان جابجایی حاصل از زمین‌لرزه مورد استفاده قرار گرفته است. در این تحقیق، جابجایی ماندگار ناشی از رخداد زمین‌لرزه 28 مارس 2025 میانمار (Mw 7.7) با استفاده از روش تداخل سنجی راداری تفاضلی و به کمک تصاویر راداری سنجنده Sentinel-1 ارزیابی شده است. نتایج پردازش نشان داد که بیشترین میزان جابجایی به میزان 82- سانتیمتر در راستای خط دید ماهواره در امتداد خط گسل و در نزدیکی مرکز وقوع زمین‌لرزه اتفاق افتاده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>لرزه زمین ساخت منطقه لکرکوه ـ راور، ایران مرکزی</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_3806.html</link>
      <description>منطقه مورد پژوهش در زون ایران مرکزی و در بخش شمالی استان کرمان واقع است. گسل‌های فعال منطقه ازجمله گسل‌های لکرکوه، راور، بهاباد، کوهبنان و نایبند، مسبب رخداد زمین&amp;amp;lrm;لرزه&amp;amp;lrm;های مهم بوده‌اند.&amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm; در این پژوهش ویژگی&amp;amp;lrm;های جنبشی گسل‌ها، میزان جابجایی افقی و برخاستگی آنها، تاثیر برهمکنش آنها و مناطق پرخطر زمینلرزه مشخص و نقشه&amp;amp;lrm;های هم&amp;amp;lrm;شتاب لرزه&amp;amp;lrm;ای و هم شدت شکستگی تهیه گردید. نتایج نشان می دهد بیشینه شتاب افقی وارد بر منطقه بین g 53/0 تا g 56/0 می‌باشد. بزرگی زمین‌لرزه احتمالی برای گسل‌های اصلی (کوهبنان، بهاباد، نایبند و راور) 6/7 Ms تا 8/7 Ms برآورد گردید. مقادیر سرعت و جابجایی لرزه‌ای در محدوده cm/s 535 تا cm/s 1645 و cm 7 تا cm 27 تخمین زده شد. براساس نقشه شدت شکستگی، پایانه شمالی گسل بهاباد، بخش میانی گسل‌های نایبند شرقی و راور و بخش‌های جنوبی گسل‌های بهاباد و راور دارای بیشترین شدت شکستگی هستند. براساس انطباق میان بیشینه شتاب لرزه‌ای و شدت شکستگی، این بخش‌ها بعنوان پهنه‌های پرخطر زمین‌لرزه در منطقه پیشنهاد می گردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تخمین نرخ کرنش با استفاده از آنالیز فرکتال مرز دانه‌های کوارتز در گنیس-های پهنه تراستی چاه‌زار</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_3833.html</link>
      <description>کمپلکس دگرگونی گل‌گهر- روتشون در بخش جنوب شرقی پهنه دگرگونی سنندج- سیرجان قرار دارد. در طی دگرشکلی سنگ‌ها تبلور مجدد دینامیکی به‌طور گسترده رخ داده و موجب ایجاد مرزهای دانه‌ای درهم‌رفته می‌شود که به صورت برآمدگی (محدوده دمایی 250 تا 400 درجه سانتی‌گراد)، چرخش ریزدانه&amp;amp;lrm;ها (محدوده دمایی 400 تا 500 درجه سانتی‌گراد) و مهاجرت مرز دانه (محدوده دمایی 500 تا 750 درجه سانتی-گراد) مشخص می‌شود. برای بررسی ارتباط بین ریزساختار تبلور مجدد دینامیکی کوارتز و شرایط دگرشکلی همانند دما و نرخ کرنش، ابعاد فرکتال مرزهای دانه با روش شمارش جعبه تعیین شد. بر اساس ابعاد فرکتال و دمای دگرشکلی به دست آمده از تبلور مجدد دینامیکی کوارتز، نرخ کرنش بین 9/10- 10 تا 8/6- 10 محاسبه گردید که بیشتر از نرخ کرنش طبیعی (s-1 12- 10 - s-1 15- 10) در پهنه‌های برشی گزارش شده در مطالعات پیشین با استفاده از روش‌های مختلفی چون تحلیل&amp;amp;rlm;های ریزساختاری و پیزومتری است. دمای دگرشکلی، شرایط رخساره شیست سبز تا آمفیبولیتی را در ناحیه نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتوزیع تنش ایستایی و تحریک لرزه‌ای در توالی زلزله‌های ۲۰۱۷–۲۰۱۸ کرمانشاه، زاگرس غربی</title>
      <link>https://tectonics.birjand.ac.ir/article_3956.html</link>
      <description>این پژوهش تحول تنش کولمب و نقش آن در تکامل توالی لرزه‌ای ۲۰۱۷–۲۰۱۸ کرمانشاه در زاگرس غربی را بررسی می‌کند. تمرکز مطالعه بر ارزیابی انتقال تنش از زمین‌لرزه ازگله (3/7 Mw ) به گسل‌های مجاور، به‌ویژه گسل زاگرس مرتفع (HZF) و گسل پیشانی کوهستان (MFF)، و ارتباط آن با الگوی مکانی–زمانی پس‌لرزه‌ها است. داده‌های لرزه‌ای از پایگاه‌های IRSC، ISC و USGS و سازوکارهای کانونی از مدل CMT استخراج شد. تغییرات ΔCFS با در نظر گرفتن مؤلفه‌های تنش برشی و نرمال و ضریب اصطکاک مؤثر محاسبه و با توزیع پس‌لرزه‌ها و تغییرات پارامتر b-value مقایسه گردید.
نتایج نشان می‌دهد گسیختگی اصلی موجب افزایش تنش تا حدود 1/0 مگاپاسکال در شمال‌غرب HZF و امتداد جنوبی MFF شده است. بیش از ۶۵–۷۰ درصد پس‌لرزه‌ها در نواحی با ΔCFS مثبت و مرزهای فضایی آن‌ها با آستانه 05/0 مگاپاسکال انطباق قابل‌توجهی دارد. تحلیل زمانی بیانگر آن است که رخدادهای با بزرگای متوسط پس از شوک اصلی، با بازتوزیع تنش، خوشه‌های لرزه‌ای ثانویه را در دو پهنه متمایز توسعه داده‌اند. همچنین کاهش b-value در نواحی دارای تنش مثبت، حاکی از افزایش سهم نسبی رخدادهای بزرگ‌تر در این بخش‌هاست.
همبستگی فضایی–آماری میان ΔCFS، تراکم پس‌لرزه‌ها و تغییرات b-value نشان می‌دهد تکامل این توالی عمدتاً تحت کنترل انتقال تنش ایستایی بوده و مدل‌سازی تنش کولمب می‌تواند ابزاری مؤثر برای شناسایی پهنه‌های مستعد لرزه‌زایی در زاگرس باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
