1
کارشناسی ارشد، گروه ژئوفیزیک، دانشکده علوم و فناوری نانو و زیستی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
2
استادیار گروه ژئوفیزیک دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
3
گروه ژئوفیزیک، دانشکده علوم و فناوری نانو و زیستی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
10.22077/jt.2026.10524.1214
چکیده
این پژوهش تحول تنش کولمب و نقش آن در تکامل توالی لرزهای ۲۰۱۷–۲۰۱۸ کرمانشاه در زاگرس غربی را بررسی میکند. تمرکز مطالعه بر ارزیابی انتقال تنش از زمینلرزه ازگله (3/7 Mw ) به گسلهای مجاور، بهویژه گسل زاگرس مرتفع (HZF) و گسل پیشانی کوهستان (MFF)، و ارتباط آن با الگوی مکانی–زمانی پسلرزهها است. دادههای لرزهای از پایگاههای IRSC، ISC و USGS و سازوکارهای کانونی از مدل CMT استخراج شد. تغییرات ΔCFS با در نظر گرفتن مؤلفههای تنش برشی و نرمال و ضریب اصطکاک مؤثر محاسبه و با توزیع پسلرزهها و تغییرات پارامتر b-value مقایسه گردید.
نتایج نشان میدهد گسیختگی اصلی موجب افزایش تنش تا حدود 1/0 مگاپاسکال در شمالغرب HZF و امتداد جنوبی MFF شده است. بیش از ۶۵–۷۰ درصد پسلرزهها در نواحی با ΔCFS مثبت و مرزهای فضایی آنها با آستانه 05/0 مگاپاسکال انطباق قابلتوجهی دارد. تحلیل زمانی بیانگر آن است که رخدادهای با بزرگای متوسط پس از شوک اصلی، با بازتوزیع تنش، خوشههای لرزهای ثانویه را در دو پهنه متمایز توسعه دادهاند. همچنین کاهش b-value در نواحی دارای تنش مثبت، حاکی از افزایش سهم نسبی رخدادهای بزرگتر در این بخشهاست.
همبستگی فضایی–آماری میان ΔCFS، تراکم پسلرزهها و تغییرات b-value نشان میدهد تکامل این توالی عمدتاً تحت کنترل انتقال تنش ایستایی بوده و مدلسازی تنش کولمب میتواند ابزاری مؤثر برای شناسایی پهنههای مستعد لرزهزایی در زاگرس باشد.